اولین یلدا
این اولین یلدا و فصل زمستون منه ... سلام ننه سرما ما شب یلدا خونه ی جدید عمه دعوت بودیم. خونه نو مبارک عمه اینا. من و مامان و بابا رفتیم و دیدیم که مامان جون و آقا جون و عمو و زن عمو زهرا زود تر از ما رسیدن و ما آخر شدیم. من اون شب بازی کردم، عروسک مریم رو یه لقمه ی چپ کردم، شیر میل کردم ، جعبه ی دستمال کاغذیشون رو چپ و راست کردم، همه رو در حال خوردن نیگا نیگا کردم اما یه لحظه لالا نکردم. عجب شب دراااااااااااااازی ...







